الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

45

الغدير ( فارسى )

خطرشان بترسيم ، و نه قدرت و امكاناتى بيش از كسانى كه قبيله و ملّتى دارند ، در اختيارشان است . بالاخره مىگويم كه آنها را از شام بيرون ببر . حسن مدائنى روايت كرده است كه معاويه در شام با آنان جلساتى داشته و نطقها و گفتگوها در آن انجام گشته است ، از جمله ، معاويه به آنها گفته است : قريش دانست كه ابو سفيان از همهء افرادش بزرگوارتر و نجيب‌زاده‌تر است جز از پيامبر خدا ، زيرا او را برگزيد و گرامى ساخت و اگر ابو سفيان پدر همهء آدمها مىبود ، همه‌شان حليم و بردبار از كار در مىآمدند . صعصعة بن صوحان در جوابش مىگويد : دروغ گفتى . انسانها پدرى بهتر از ابو سفيان داشتند ، پدرى كه خدا به قدرتش بيافريد و از معنوياتش در او دميد و به فرشتگان فرمان داد تا بر او سجده آرند . امّا از ميان فرزندانش برخى نيكوكار درآمدند و بعضى بدكار ، برخى هوشمند و عده‌اى احمق و نابخرد . همو روايت كرده كه در يكى از همين جلسات معاويه به آنان گفت : جواب نيكو دهيد و با آرامش بينديشيد و دقت نماييد و نظرى را كه براى خودتان و مسلمانان مفيد تشخيص مىدهيد ، ابراز داريد و آن را از من بخواهيد و اطاعتم كنيد . صعصعة بن صوحان گفت : نه تو اين شايستگى را دارى كه اطاعتت كنيم ، و نه اطاعت ما از تو در دستوراتى كه بر خلاف حكم خدا صادر مىكنى ، مىتواند افتخار و عظمتى برايت فراهم آورد . معاويه گفت : اولين حرفى كه زدم ، اين بود كه سفارش كردم از خدا بترسيد و از او اطاعت كنيد و وحدت ملّى را حفظ نماييد و زمامدارانتان را احترام و از آنان اطاعت كنيد . صعصعه گفت : تو به تفرقه و جدايى سفارش كردى و بر خلاف قرآن عمل نمودى . معاويه گفت : اگر چنين كردم ، اينك توبه مىكنم و شما را به تقوا و اطاعت از خدا و حفظ وحدت فرا مىخوانم و مىخواهم كه به فرمانروايانتان احترام گذاريد و فرمانشان را بريد . صعصعه گفت : اگر توبه كرده و به حق و قانون اسلام بازآمده‌اى به تو دستور مىدهم كه از حكومت كناره‌گيرى كنى ، زيرا در ميان مسلمانان كسانى هستند كه بيش از تو شايستهء تصدى حكومتند ، كسانى كه پدرشان خدماتى بيش از پدرت به اسلام كرده و خودشان نيز قدمهايى بهتر از تو در راه اسلام برداشته‌اند .